گرفتارِ تقلید نشوید

عبد اللّه بن سنان گويد: امام صادق (عليه السّلام) فرمود: هرچيزى كه در آن هم حلال باشد و هم حرام، برايت حلال است؛ تا آن‌گاه كه حرام را به طور مشخص بشناسى و آن‌را كنار بگذارى. [ الکافي, جلد۵, صفحه۳۱۳ ]
عن عدة من أصحاب الكليني عن سهل بن زياد وأحمد بن محمد جميعا عن ابن محبوب عن عبد الله بن سنان عن الإمام الصادق عليه السلام قال: كل شيء يكون فيه حلال وحرام فهو حلال كل أبدا حتى أن تعرف الحرام منه بعينه فتدعه

عمار عن ابی عبدالله گويد:امام صادق (عليه السّلام) فرمود: هر چيزى پاك است، تا آن كه از نجس بودن آن آگاه شوى و هنگامى كه آگاه شدى، آنگاه، نجس خواهد بود، و تا زمانى كه نمى دانى، وظيفه اى ندارى. [وسائل الشیعة,جلد۳, صفحه۴۶۷]
عن محمد بن أحمد بن يحيى عن أحمد بن الحسن عن عمرو بن سعيد عن مصدق بن صدقة عن عمار عن الإمام الصادق عليه السلام قال: كل شيء نظيف حتى تعلم أنه قذر فإذا علمت فقد قذر وما لم تعلم فليس عليك

عبد الاعلى گويد:از امام صادق (عليه السّلام) پرسيدم:كسى كه چيزى را نشناسد مسئوليتى دارد؟ فرمود: نه [الکافي, جلد۱, صفحه۱۶۴]
عن عدة من أصحاب الكليني عن أحمد بن محمد بن عيسى عن الحجال عن ثعلبة بن ميمون عن عبد الأعلى بن أعين قال سألت أبا عبد الله عليه السلام: من لم يعرف شيئا هل عليه شيء؟ قال: لا

پيامبر صلّى اللّٰه عليه و آله فرمود:از امّت من نه چيز برداشته شده است: و آنها عبارتند از: سهو، و خطا، و فراموشى، و آنچه بدان وادار شده‌اند، و آنچه نميدانند و آنچه بيرون از توان ايشان است، و تفؤّل بد و حسد يا رشك بردن و انديشيدن وسوسه آميز در مورد مردم، مادام كه آدمى با لب سخن نگفته باشد، يا تفكّر وسوسه آميز در مورد خلقت كائنات تا زمانى كه سخنى بر لبها جارى نشده باشد. [من لا يحضره الفقيه,  جلد۱, صفحه۵۹] 
عن محمد بن علي عن علي بن الحسين عن سعد بن عبد الله عن يعقوب بن يزيد عن حماد بن عيسى عن حريز بن عبد الله عن جعفر الصادق عليه السلام عن النبي صلى الله عليه وآله قال: وضع عن أمتي تسعة أشياء السهو والنسيان وما أكرهوا عليه وما لا يعلمون وما لا يطيقون وما اضطروا إليه والطيرة والحسد والتفكر في الوسوسة في الخلق ما لم ينطق الإنسان بشفة

ابو بصير گويد: به امام صادق (عليه السّلام) گفتم: به ما موضوعاتى وارد شود كه از قرآن و سنت حكمش را نفهميم،اجازه هست در آن اعمال نظر كنيم و اجتهاد نمائيم‌؟فرمود: نه خود را باش، اگر درست بفهمى اجرى ندارى و اگر خطا بروى بر خداى عز و جل دروغ بستى. [الکافي, جلد۱, صفحه۵۶]
محمد بن يحيى عن أحمد بن محمد عن الوشاء عن مثنى الحناط عن أبي بصير قال: قلت لأبي عبد الله عليه السلام: ترد علينا أشياء ليس نعرفها في كتاب الله ولا سنة فننظر فيها فقال: لا أما إنك إن أصبت لم تؤجر وإن أخطأت كذبت على الله عز وجل

رسول الله صلی الله علیه و آله فرمود: ای مردم، من پناهگاه شما و امام و ولىّ و رهبرتان را پس از خويش به شما اعلام كردم‏ و او علىّ بن أبي طالب صلوات الله علیه و برادر من است و او در ميان شما به منزله خود من است‏ ، پس دینتان را از او تقلید کنید و در جمیع امورتان از او اطاعت نمائید! [الاحتجاج , جلد۱ , صفحه۱۴۵]
عن أحمد بن علي عن علي بن أبي طالب عليه السلام عن النبي صلى الله عليه وآله قال: أيها الناس علي بن أبي طالب فيكم بمنزلتي فقلدوه دينكم وأطيعوه في جميع أموركم فإن عنده جميع ما علمني الله عز وجل من علمه وحكمه فاسألوه وتعلموا منه ومن أوصيائه بعده

محمد بن حسین گويد: از امام صادق (علیه‌السلام) که فرمود: اى گروهى كه خداوند نگاهبان امور آنهاست!روى آوريد به آثار پيامبر اكرم صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم و روش آن حضرت و آثار امامان هدايتگر از خاندان پيامبر صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم پس از ايشان، چه هر كه بدان عمل كند مسلما هدايت شده، و هر كه آن را وانهد و از آن روى برتابد گمراه گردد.زيرا آنها همان كسانى هستند كه خداوند فرمان به اطاعت و ولایتشان داده است. [الکافي, جلد۸, صفحه۲]
عن محمد بن الحسين عن الإمام الصادق عليه السلام قال: أيتها العصابة عليكم بآثار رسول الله صلى الله عليه وآله وسنته وآثار الأئمة الهداة من أهل بيت الرسول صلى الله عليه وآله فإنه من أخذ بذلك فقد اهتدى ومن ترك ذلك ورغب عنه ضل لأنهم  هم الذين أمر الله بطاعتهم وولايتهم

محمد بن الحسن از امام صادق (علیه‌السلام) روایت کرده است: مبادا کسی را غیر از حجت خدا عَلَم کنی و هر چه می‌گوید تصدیق نمایی. [الکافي جلد۵ صفحه۲۹۸]
محمد بن الحسن عن الإمام الصادق عليه السلام قال: إياك أن تنصب أحدا دون الحجة فتصدقه في كل ما قال

محمد العكبري از امام صادق (علیه‌السلام) روایت کرده است که فرمود: ای شما! از تقلید بپرهیزید، زیرا هر کس در دین خود تقلید کند، هلاک می‌شود. همانا خداوند متعال می‌فرماید: «اهبار و راهبان خود را به جای خداوند پروردگارانی گرفتند.» به خدا سوگند، آن‌ها برای آنان نماز نخواندند و روزه نگرفتند، بلکه برای آنان حرام‌ها را حلال و حلال‌ها را حرام کردند. مردم در این امور از آنان تقلید کردند و آنان را عبادت نمودند، در حالی که خود نمی‌دانستند. [تصحيح إعتقادات الإمامية , جلد۱ , صفحه۷۲]
محمد العكبري عن الإمام الصادق عليه السلام قال: إياكم والتقليد فإنه من قلد في دينه هلك إن الله تعالى يقول واتخذوا أحبارهم ورهبانهم أربابا من دون الله فلا والله ما صلوا لهم ولا صاموا ولكنهم أحلوا لهم حراما وحرموا عليهم حلالا فقلدوهم في ذلك فعبدوهم وهم لا يشعرون

جماعتی از جعفر بن محمّد بن قولویه و ابو غالب زراری و دیگران، از محمّد بن یعقوب کلینی، از اسحاق بن یعقوب، از محمّد بن عثمان عمری، از امام مهدی (علیه السلام) روایت کرده‌اند که فرمود: و امّا در حوادث واقعه ،در بارۀ آن مسائل به راويان حديث ما رجوع كنيد؛ زیرا آنان حجّت من بر شما هستند و من حجّت خدا بر شما هستم. و شیخ محمّد طوسی گفت: قول راوی حجّت نیست. [الغيبة (للطوسی) جلد۱, صفحه١٨٤+٤٤]
جماعة عن جعفر بن محمد بن قولويه وأبي غالب الزراري وغيرهما عن محمد بن يعقوب الكليني عن إسحاق بن يعقوب عن محمد بن عثمان العمري عن الإمام المهدي عليه السلام قال: وأما الحوادث الواقعة فارجعوا فيها إلى رواة حديثنا فإنهم حجتي عليكم وأنا حجة الله عليكم وقال الشيخ محمد الطوسي: وقول الراوي ليس بحجة

محمد بن سعید و محمّد بن ابی عوف، از محمّد بن احمد، از امام صادق (علیه‌السلام) روایت کرده‌اند که فرمود: جایگاه شیعیان ما نزد ما را به مقدار خوبیِ روایت کردنشان از ما بشناسید، زیرا ما فقیهِ آنان را فقیه نمی‌شماریم مگر آنکه محدّث باشد. به حضرت گفته شد: آیا مؤمن محدّث می‌شود؟ فرمودند: مؤمن فهمان می‌شود و فهمان همان محدّث است. [الرجال للکشی، جلد۱، صفحه۱۱، حدیث۲]
محمد بن سعيد ومحمد بن أبي عوف عن محمد بن أحمد عن الإمام الصادق عليه السلام قال: اعرفوا منازل شيعتنا بقدر ما يحسنون من رواياتهم عنا، فانا لا نعد الفقيه منهم فقيها حتى يكون محدثا فقيل له: أو يكون المؤمن محدثا؟ قال: يكون مفهما، والمفهم المحدث

احمد بن علی، از حسن عسکری (علیه‌السلام)، از امام صادق (علیه‌السلام) روایت کرده است که فرمود: امّا آن کسی از فقهاء امّت ما که نگهبانِ نفسِ خود از آز و هوس باشد و نگاه‌دارندهٔ دینِ خدای تعالی و تقدّس باشد و با هوای نفس خود مخالفت کند و فرمانبردارِ امرِ مولای خویش باشد، بر عوامِ ما جایز و روا است که از او تقلید کنند، و این صفت جز در برخی از فقهاء شیعه یافت نمی‌شود، نه در همهٔ آنان. و شیخ محمّد حرّ عاملی گفته است: تقلیدی که در اینجا اجازه داده شده، همانا پذیرفتنِ روایت است، نه پذیرفتنِ رأی و اجتهاد و گمان، و این روشن است و در آن هیچ خلافی نیست. [وسائل الشیعة, جلد۲۷ , صفحه۱۳۱]
أحمد بن علي عن الحسن العسكري عليه السلام عن الإمام الصادق عليه السلام قال: فأما من كان من الفقهاء صائنا لنفسه حافظا لدينه مخالفا على هواه مطيعا لأمر مولاه فللعوام أن يقلدوه وذلك لا يكون إلا بعض فقهاء الشيعة لا كلهم وقال الشيخ محمد الحر العاملي: التقليد المرخص فيه هنا إنما هو قبول الرواية لا قبول الرأي والاجتهاد والظن وهذا واضح وذلك لا خلاف فيه

محمد بن الحسن، از امام صادق علیه‌السلام روایت کرده است که فرمود:قیاس و رأی را رها کن، و نیز آنچه را که مردمی در باره دینِ خدا، بی‌آنکه بر آن برهانی باشد، گفته‌اند. [وسائل الشیعة ، جلد۲۷ ، صفحه۴۷]
محمد بن الحسن عن الإمام الصادق عليه السلام قال: دع القياس والرأي وما قال قوم في دين الله ليس له برهان

أبو حفص از برادرش سفيان بن خالد روايت نموده كه امام صادق (عليه السّلام) فرمود: اى سفيان هوشيار باش،و از رفتن در پى رياست بپرهيز كه هيچ كس در جستجوى آن بر نيامد مگر اينكه تباه شد.عرض كردم:فدايت گردم،ما تباه‌شده‌ايم،زيرا هيچ يك از ما نيست مگر آنكه دوست دارد كه نامدار باشد،و مردم او را در نظر گرفته و به او مراجعه كنند،و از او شنوندگى داشته باشند!فرمود: اين گونه نيست كه تو پنداشته‌اى،بلكه رياست آن است كه:تو غير از حجّت خدا شخص ديگرى را بدون دليل(به جاى امام عليه السّلام)به امامت برگزينى و هر چه گويد تصديقش نمائى،و مردم را براى شنيدن و پذيرفتن گفتار او دعوت كنى. [ معاني الأخبار , جلد۱ , صفحه۱۷۹ ]
عن علي بن الحسين عن سعد بن عبد الله عن محمد بن الحسين عن محمد بن خالد عن سفيان بن خالد عن الإمام الصادق عليه السلام قال: يا سفيان إياك والرئاسة، فما طلبها أحد إلا هلك فقلت له: جعلت فداك قد هلكنا إذ ليس أحد منا إلا وهو يحب أن يذكر ويقصد ويؤخذ عنه فقال: ليس حيث تذهب إليه، إنما ذلك أن تنصب رجلا دون الحجة فتصدقه في كل ما قال و تدعو الناس إلى قوله

نوشته‌های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید